امروز با دکتر کرمی راجع به آسیب شناسی نهادهای تبلیغ دین در کشور صحبت کردم. یعنی او صحبت کرد من گوش دادم. موضوع هیجان انگیزی است برای من.
چون ذهنم پراکنده است، بدون ترتیب، بعضی از نکات جالب را می نویسم.
می گفت بودجه زیادی در کشور فقط و فقط به نام تبلیغ دین خرج می شود و هر چند آمارگیری نشده اما همه ما حس می کنیم و می بینیم که کمترین تاثیری در دین دارتر شدن مردم یا بالاتر بردن کیفیت دین داری آنها ندارد. {در واقع اغلب این بودجه صرف اشتغال زایی می شود. تعریف پروژه برای صرف بودجه و ارائه بیلان کاری. از نزدیک درگیر نبوده ام اما وصف دورادور این بیلان کاری هم حالم را بد می کند.}
یکی از مشکلات بزرگ این حوزه، تصدی دولتی است. بعد از انقلاب، دولت اسلامی بر سر کار آمده و خود را موظف دانسته (به هر دلیل. حتی فرض کنیم به دلایل کاملا خداپسندانه و خالصانه) تا نهادهایی برای دین دار تر کردن مردم تاسیس کند. نتیجه این می شود که مردم، حداقل اپوزسیون، تمام این تلاش ها را حتی اگر خالصانه باشد، در راستای تحکیم پایه های قدرت حکومت، تلقی کنند. از آن سو مردمی که دغدغه دین دارند تصور می کنند دیگر نیازی به حضورشان نیست. یک مثال: هزینه هیئت های مذهبی تا بوده توسط خود مردم تامین می شده اما یک دوره، شهرداری گفت کمک می کنیم. از آن به بعد به جای تقسیم وظایف مرسوم، یکی می گفت نامه بزنیم به شهرداری برای فلان چیز. دیگری می گفت من آشنا دارم فلان امکانات را بگیریم.
مشکل بزرگ دیگر این است که نه فن تبلیغ را به درستی می دانیم نه محتوای آن را. این ضعف شامل حال تمام شیوه های تبلیغ می شود. از وعظ گرفته تا ساخت فیلم.
مشکل دیگر، قشری گری در تبلیغات دینی است. به خصوص وقتی صدا و سیما وارد این عرصه می شود و می خواهد پیام دینی بدهد. اصولا این دو رسانه از ابزارهای مدرینته است و یکی از خواصش، زمینی کردن پیام ها و رازگشایی از آنهاست در حالی که ماهیت پیام های دینی، قدسی و رمزگونه است.
{نیل پستمن در کتاب "زندگی در عیش مردن در خوشی" خیلی مفصل به این موضوع می پردازد و گلایه می کند از برنامه های مذهبی مسیحی که از تلویزیون پخش می شود و دین را به ابتذال می کشاند.}
دکتر کرمی یک مثال زد که خوشحال شدم بالاخره کسی پیدا شد به آن اشاره کند. نمی دانم برنامه های رادیو جوان را گوش می دهید یا نه. یک دخترمجری هست که اسمش را نمی دانم. یکی دو سالی است معروف شده و اجرایش را خیلی ها می پسندند. مسلط است اما لحن صحبت کردنش شبیه پسرهای لات است. همان سبک در قالبی مودبانه تر و دخترانه تر. حالا تصور کنید او با این لحنش بخواهد پیام دینی بدهد. دکتر کرمی گفت شب شهادت امام صادق بود و رادیو جوان باید! پیام دینی می داد.
این خانم گفت(قریب به مضمون):"آهای! با تو ام. تو که چشات هی این طرف و آن طرف می چرخه. جمع کن این چشما رو "
این پیام دینی رادیو ماست در قالب یک حرکت جوان پسندانه.
مشکل بعدی انفعال شدید است. مثلا می گویند الان عصر ماهواره و اینترنت است. دیگر چه کسی می رود پای منبر. دقت نمی کنند که هر ابزاری چه ظرفیت هایی دارد. اصلا آیا اینترنت می تواند پیام دینی ما را چنان که باید منتقل کند و تاثیر بگذارد؟
هر کدام از این آسیب ها کلی جای کار و البته نقد دارد. مثلا ابزارهای مدرن را بالاخره باید استفاده کنیم. پیام خوب در قالبش نریزیم چه کنیم. اصلا ممکن است در حالت ایده آل فرضا در حکومت مهدوی این ابزار را حذف کنیم؟ شاید پتانسیل های ناشناخته ای داشته باشد. خلاصه جای فکر دارد.
در مورد تصدی دولتی هم همینطور. وقتی یک دولت ادعای اسلامی بودن دارد بالاخره باید سازو کاری برای حمایت از تبلیغات دینی یا بهتر است بگوییم تربیت دینی داشته باشد.
تازه بعد از آسیب شناسی ها باید ببینم چه باید کرد.
بد نیست یک نگاهی هم به منابع دینی مان بیندازیم. مثلا داستان تکراری دوران کودکی مان. همان که حسنین(ع) می خواستند به یک پیرمرد بفهمانند اشتباه وضو می گیرد.
کونوا دعاه الناس به غیر السنتکم
و یک حدیث خیلی جالب امروز از دکتر کرمی شنیدم
امام علی می فرمایند: کثره الملامه یوجب اللجاجه
ملامت زیاد، لجاجت می آورد.


